دسته‌ها
دسته‌بندی نشده

اس ام اس سرباز قشنگ و غمناک

اس ام اس سربازی قشنگ و غمناک

هر روز تنگ غروب تو سربازی

صفا داره لب مرز تیر اندازی

چه خوب و قشنگه بیابونا

در حسرت دیدن یه لحظه خیابونا

اس ام اس سرباز،اس ام اس٬ اس ام اس جالب٬ اس ام اس خنده٬ اس ام اس سربازی٬ اس ام اس سربازی دلتنگی٬ اس ام اس سربازی قشنگ٬ اس ام اس سربازی قشنگ و غمناک٬ رسانه7٬ سایت رسانه7٬ سر گرمی

اس ام اس سربازی قشنگ و غمناک

سر دیگ عدسی غوغا می شه

توی دیگ عدس افتاده یک مگس

بخورم نخورم گرسنه می مونم

قدر آش ننم رو حالا می دونم

اس ام اس سربازی قشنگ و غمناک

سر پستم رسیدم خوابم آمد

محبت های مادر یادم آمد

نوشتم نامه ای با برگ چایی

کلاغ پر می روم مادر کجایی

اس ام اس سربازی قشنگ

نوشتم نامه ای با برگ انگور

جدا گشتم دو سال از خانه ام دور

اس ام اس سربازی قشنگ
منبع : http://sajjad68varmazyar.rozblog.com

دسته‌ها
دسته‌بندی نشده

اس ام اس عاشقانه سربازی ۹۴

از آن روزی که  سربازی به پا شد / ستم بر ما نشد بر دختران شد
بسوزد آن که سربازی به پا کرد / تمام دختران را چشم به راه کرد

 

—اس ام اس های سربازی —

 

تو پادگان چشمات راه رفتم بی معرفت….سهم من از عشقت کلاغ پر بود؟؟!!!؟

 

—اس ام اس های سربازی —

 

سربازی راهیست برای آدم کردن پسرها…
اما هیچ راهی برای آدم کردن دخترها وجود نداره!

—اس ام اس های سربازی —

 

نظامی ترین جمله عاشقانه: توی اردو گاه قلبت… منم یه اسیر جنگی…تو منو شکنجه میدی…توی این قلعه ی سنگی.

—اس ام اس های سربازی —

 

ازدواج تنها جبهه ایست که می توان شبها با دشمن در یک سنگر خوابید!

—اس ام اس های سربازی —

 

توی قلبم نوشتم ورود ممنوع !
حالا که وارد شدی ، خروج ممنوع !!

 

—اس ام اس های سربازی —

خنده بهترین اسلحه جنگ با زندگیه !
امیدوارم همیشه مسلح باشی !

—اس ام اس های سربازی —
بسوزد آنکه سربازی بنا کرد تو را از من مرا از تو جدا کرد

گروهبانان مرا بیچاره کردند لـــ ـباس شخصی ام را پاره کردند
به خط کردند تراشیدند سرم را لباس آش خوری کردند تنم را

—اس ام اس های سربازی —

 

هر روز تنگ غروب تو سربازی
صفا داره لب مرز تیر اندازی
تا چهل چراغ پادگان روشن میشه
سر دیگ عدسی غوغا میشه
توی دیگ عدس ، افتاده یک مگس
بخورم ، نخورم گرسنه می مونم
قدر آش ننم رو حالا می دونم

 

—اس ام اس های سربازی —

 

سر پستم رسیدم خوابم آمد — محبت های مادر یادم آمد
نوشتم نامه ای با برگ چایی — کلاغ پر میروم مادر کجایی
نوشتم نامه ای با برگ انگور — جدا گشتم دو سال از خانه ام دور

—اس ام اس های سربازی —

 

به صف کردند تراشیدند سرم را
لباس ارتشی کردند تنم را
الهی خیر نبینی سر گروهبان
که امشب کردی تو مرا نگهبان

 

—اس ام اس های سربازی —

به سربازی روم با کوله پوشتی
به دستم داده اند یک نان خشکی
به خط کردن تراشیدم سرم را
لباس ارتشی کردن تنم را
لباس ارتشی رنگ زمین است
سزای هر جوان آخر همین است

 

—اس ام اس های سربازی —

پدرم گفت که در دوره ی سربازی و دوری ز پدر،
مادر و آدم شدن و ساچمه پلو خوردن بسیار، شود هر پسر بی هنری مرد
و دگر لوس و ننر بودن انسان بشود در

 

—اس ام اس های سربازی —

غضنفرسربازیش تموم میشه، وقتی کارت پایان خدمتشو بهش میدن، نگاه میکنه میگه: ای بابا، من که ازینا چهارتا دارم!

 

—اس ام اس های سربازی —

به غضنفر میگن چرا میری سربازی؟ میگه والا فقط به خاطر مرخصی هاش

 

منبع :ایران ناز